اینروزها

اینروزها 


خیابان های منتهی به تو 


تاریک است و داغ 


داغ از حسرت های کال 



تابستان بهار را ندیده , آمده است 


خشکیده است شکوفه بر درختان عریان از برگ 


چشمه ها دگر جوشان نیست 


و بهار آبستن خاطرات زمستانی اش 


در سوگ نبودنت می سوزد 



اینروزها 


هیچ چیز بوی بهار را نمی دهد 


حتی شکوفه های گیلاس باغچه ی همسایه 

/ 0 نظر / 9 بازدید