هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند

نمی‌دانم چیستی !

آن‌قدر می‌دانم که

هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند

و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند.

چگونه می‌توانم ترجمانی از تو داشته باشم ؟

هنگامی که در وهم و خیال هم نمی‌‌گنجی.

به هر کجا که می‌رسم، رد پایی از تو باقیست...

شاید روی زمین نباشد

اما در دلم هست...

عکس و تصویر نمی‌دانم چیستی ! آن‌قدر می‌دانم که هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند و هرگز ...


/ 0 نظر / 30 بازدید